تنها ندیده ای؟؟؟؟....

the worst parents in the world

بدترین پدر و مادر دنیا

tanha%20%5BAloneBoy.com%7D%20nadidi تنها ندیده ای؟

من دیوانه نیستم
فقط کمی تنهایم
همین!
چرا نگاه می کنی؟
تنها ندیده ای؟
به من نخند
من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم…
او رفت…
حالا تنهایم
تنها ندیده ای؟....

 

khat%20%5BAloneBoy.com%5D%20khordim رو خیلی ها خط کشیدیم تا به عشقمون برسیم

رو خیلی ها خط کشیدیم تا به عشقمون برسیم

غافل از اینکه خودمون خط خورده ی عشقمون بودیم که به عشقش برسه....

 

khatereye%20%5BAloneBoy.com%5D%20yek%20eshgh خاطره ی یک عشق

پسر: ضعیفه!دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم!
دختر: توباز گفتی ضعیفه؟
پسر: خب… منزل بگم چطوره؟
دختر: وااااای… از دست تو!
پسر: باشه… باشه ببخشید ویکتوریا خوبه؟
دختر:اه…اصلاباهات قهرم.


پسر: باشه بابا… توعزیز منی، خوب شد؟… آشتی؟
دختر:آشتی… راستی گفتی دلت چی شده بود؟
پسر: دلم! آها یه کم می پیچه…! ازدیشب تاحالا.
دختر: … واقعا که!
پسر: خب چیه؟ نمیگم مریضم اصلا… خوبه؟
دختر: لوووس!
پسر: ای بابا… ضعیفه! این نوبه اگه قهرکنی دیگه نازکش نداری ها!
دختر: بازم گفت این کلمه رو…!
پسر: خب تقصرخودته! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم… هی نقطه ضعف میدی دست من!
دختر: من ازدست توچی کارکنم؟
پسر: شکرخدا…! دلم هم پیچ میخوره چون تو تب وتاب ملاقات توبودم… لیلی قرن بیست ویکم من!
دختر: چه دل قشنگی داری تو! چقدر به سادگی دلت حسودیم میشه!
پسر: صفای وجودت خانوم!
دختر: می دونی! دلم… برای پیاده روی هامون… برای سرک کشیدن تومغازه های کتاب فروشی ورق زدن کتابها… برای بوی کاغذ نو… برای شونه به شونه ات را رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه… آخه هیچ زنی که مردی مثل مرد من نداره!
پسر: می دونم… می دونم… دل منم تنگه… برای دیدن آسمون چشمای تو… برای بستنی شاتوتی هایی که باهم میخوردیم… برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم ومن مردش بودم….!
دختر: یادته همیشه میگفتی به من میگفتی “خاتون”
پسر: آره… آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!
دختر: ولی من که بور بودم!
پسر: باشه… فرقی نمی کنه!
دختر: آخ چه روزهایی بودن… چقدردلم هوای دستای مردونه ات رو کرده… وقتی توی دستام گره می خوردن… مجنون من…
پسر: …
دختر: چت شد چرا چیزی نمیگی؟
پسر: …
دختر: نگاه کن ببینم! منو نگاه کن…
پسر: …
دختر: الهی من بمیرم… چشات چرا نمناکه… فدای توبشم…
پسر: خدا… نه… (گریه)
دختر: چراگریه میکنی؟
پسر: چرا نکنم… ها؟
دختر: گریه نکن … من دوست ندارم مرد گریه کنه… جلو این همه آدم… بخند دیگه… بخند… زودباش…
پسر: وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم؟ کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم…
دختر: بخند… و گرنه منم گریه میکنماا
پسر: باشه… باشه… تسلیم… گریه نمی کنم… ولی نمی تونم بخندم
دختر: آفرین! حالا بگو برای کادو ولنتاین چی خریدی؟
پسر: توکه میدونی من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد… ولی امسال برات یه کادو خوب آوردم…
دختر: چی…؟ زودباش بگو… آب از لب و لوچه ام آویزون شد …
پسر: …
دختر: دوباره ساکت شدی؟
پسر: برات… کادو… (هق هق گریه)… برات یه دسته گل گلایل!… یه شیشه گلاب… ویه بغض طولانی آوردم…!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره…!
اینجاکناره خانه ی ابدیت مینشینم و فاتحه میخونم…
نه… اشک و فاتحه
نه… اشک و فاتحه و دلتنگی
امان… خاتون من! توخیلی وقته که…
آرام بخواب بای کوچ کرده ی من…
دیگر نگران قرصهای نخورده ام… لباس اتو نکشیده ام…. و صورت پف کرده از بی خوابیم نباش…!
نگران خیره شدن مردم به اشک های من هم نباش..۰!
بعد از تودیگر مرد نیستم اگر بخندم…
اما… تـوآرام بخواب…

 

 

 

 

 

 



نظرات شما عزیزان:

نجمه
ساعت10:23---2 آذر 1391
این قد قشنگ بود که تونست اشکمو دربیاره...وبت معرک اس به منم سربزن به قشنگی وب تو نیست...خوش حالم میکنی اگه بیای

sadegh
ساعت19:50---20 شهريور 1391
salam doste aziz web ghashangi dare omadam ta age delet bekhad az web nevesi dar amadi kasb koni ba ma ham kari bokon web nevese dare weblog man ba mahi 1 karte sharj age dost dashti khabaram kon ba email ok montazer hastam bye[گل]

ستاره
ساعت21:15---13 شهريور 1391
سلام لیدا جونم.خوبی؟چرا آپ نمیکنی؟

ramin
ساعت20:45---8 شهريور 1391
سلام
واقعا تحت تاثير قرار گرفتم خيلي عالي بود
به منم سر بزن


perspolisi
ساعت17:01---27 مرداد 1391
سلاااااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااام چطوري؟[قلب]


────(♥)(♥)(♥)────(♥)(♥)(♥) _
──(♥)██████(♥)(♥)█████


ستاره
ساعت3:13---27 مرداد 1391
قشنگ بود...گلم....معلومه دلت پره ها....هر چند...این روزها کی دلش پر نیست....با اینکه نمیشناسمت اما هر هفته میام به وبت سر میزنم....دوست خوب من نمیدونم تو از چی اینقدر ناراحتی اما میدونم هیچ چیز تو ایین دنیا اونقدر با ارزش نیست که واسش خاطرتو مکدر کنی...

ستاره
ساعت3:13---27 مرداد 1391
قشنگ بود...گلم....معلومه دلت پره ها....هر چند...این روزها کی دلش پر نیست....با اینکه نمیشناسمت اما هر هفته میام به وبت سر میزنم....دوست خوب من نمیدونم تو از چی اینقدر ناراحتی اما میدونم هیچ چیز تو ایین دنیا اونقدر با ارزش نیست که واسش خاطرتو مکدر کنی...

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در 17 / 5 / 1391برچسب:,ساعت12:1توسط لیــــــــــــــــــــدا | |